عقیده به ظهور حضرت مهدی (عج)اختصاص به اسلام ندارد
اسناد و مدارك موجود تاريخى نشان مى دهد كه اين اعتقاد، يك اعتقاد جهانى و همگانى و عالم گير است و منحصر به اسلام و مذهب تشيّع و يا حتّى منحصر به مذاهب شرقى و غربى نيست. براى اثبات اين مدّعا كافى است تنها به يك نمونه از اعترافات يكى از خاورشناسان متعصّب يهودى اشاره كنيم:
گلدزيهر، خاور شناس و يهودى متعصّب، درباره جهانى بودن مسأله انتظار و عموميّت انتظار اقوام مختلف براى ظهور يك «منجى بزرگ» مى گويد:
«اعتقاد به بازگشت و ظهور «منجى موعود»، اختصاص به اسلام ندارد... پندارهاى مشابهى را مى توان در ميان اقوام ديگرى نيز، به فراوانى يافت...
بنابر اعتقاد «هندوايسم»، «ويشنو» در حالى كه بر اسبى سفيد سوار است و شمشيرى از شعله آتش به دست دارد، در پايان دوره كنونى جهان، به عنوان «كال كى» ظاهر خواهد شد و سرزمين «آريا» را از دست ستمگران غاصب ـ كه منظور اقوام فاتح مسلمانند ـ رهايى خواهد بخشيد.
در ميان اقوام مغول، تا امروز (1910م) اين عقيده شايع است كه «چنگيزخان» پيش از مرگ خود، وعده كرده است كه در هشت ـ يا نُه قرن ديگر از نو، باز در زمين ظاهر خواهد شد و مغولان را از زير يوغ «چينيان» نجات خواهد داد.
در ميان اقوام شرقى و غربى، حتّى در ميان سرخ پوستان آمريكا، پندارهاى مشابهى درباره بازگشت يا ظهور «منجى موعود» پديد آمده است»[1]
عقيده به ظهور يك «مصلح بزرگ جهانى»، در نزد بسيارى از جوامع قديمى ديده مى شود. اين عقيده كه در واقع همان «انتظار فرج» مسلمانان است، داراى ابعاد گوناگون فلسفى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى و مذهبى است كه در زمينه آن، صاحبان اديان و مذاهب، فيلسوفان و جامعه شناسان، روانكاران و روانشناسان و طرفداران احزاب و مكاتب، بحث بسيار كرده اند. و از اين رو:
«يهودى، از همه فرقه هايش، در انتظار ظهور مسيح موعود است كه عدالت واقعى را در آخر الزمان در سرتاسر جهان برقرار نمايد.
مسيحى، از همه گروه هايش، در انتظار بازگشت مسيح پاك است كه شالوده عدالت را در آخرالزمان در پهنه گيتى استوار سازد.
مسلمان، از همه مذاهب مختلفش، در انتظار ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و بازگشت حضرت عيسى(عليه السلام)است كه حكومت عدل واقعى را در آخرالزمان در سراسر جهان از كران تا كران بنيان نهند».[2]
[1] ـ خبر «متواتر» خبرى است كه جماعتى آن را نقل كنند كه راويان آن در كثرت و فراوانى به حدّى باشند كه عادتاً اتّفاق و توطئه آنها بر دروغ محال باشد، و از اخبار آنها علم به صحّت خبر حاصل شود، و اين گونه روايت حجّت است. ابن حجر عسقلانى در كتاب «نزهة النواظر»، صفحه 12 مى نويسد: خبر متواتر، مفيد يقين است، وعمل كردن به آن نياز به بحث ندارد.
[2] ـ دلائل الامامة، ص 502، منتخب الأثر، ص 256، 324، 326، 345، 346 و 467 ; فرائد السمطين، ج 2، ص 337 ; بشارة الاسلام، ص 49 و 66، نور الابصار، ص 342 ; ينابيع المودة، ج 3، ص 109 ; و